مونترال یا تورنتو، کدام شهر برای اقامت تازه‌واردان بهتر است؟ - زندگی حقیقی در کانادا

مونترال یا تورنتو، کدام شهر برای اقامت تازه‌واردان بهتر است؟

مونترال یا تورنتو ، کدام برای زندگی بهترند؟ مخاطبانی، به‌ویژه آنها که ویزای کبک دریافت می‌کنند در مورد اینکه مونترال انتخاب خوبی برای اقامت هست یا نه پرسش می‌کنند؛ یکی از کامل‌ترین این پرسش‌ها را با شما درمیان می‌گذارم:

«سلام خدمت جناب بسطامی و تشکر از مطالب مفید وبلاگ شما
من مهندس کامپیوتر با سابقه 10 سال کار مرتبط با رشته خود در یک سازمان دولتی هستم. متاهل و دارای یک فرزند 5 ساله. ما نامه پاس ریکوست را چند روزی است دریافت کرده‌ایم و برخلاف چهار سال سختی انتظار برای این پروسه هم اکنون دچار یک مشکل بسیار بزرگ در خصوص انتخاب شهر محل زندگی خود بین دو گزینه مونترال و تورنتو شده‌ایم که اصلا مهاجرت ما را با چالش مواجه کرده. من همه وبلاگ‌ها در این خصوص را مطالعه و باز هم به نتیجه‌گیری نهایی نرسیده‌ام. ما یک آپارتمان 80 متری در تهران داریم که می‌توانیم آنرا رهن و اجاره دهیم و مایلیم با کمترین هزینه و ریسک ممکن در کانادا اقامت نماییم این در حالی است که از طریق برنامه نیروی متخصص کبک مهاجرت می‌کنیم و 2 سال فرانسه کار کرده‌ایم اما سوال اصلی:
آیا امکانات و مزایایی که دولت کبک فراهم می‌کند (مانند ۵۰۰ دلار هزینه شرکت در کلاس) ارزش اقامت در این استان را دارد یا همه دستاویزی برای جلب توجه مهاجرین است؟ با توجه به رشته تحصیلی و زبان انگلیسی که فراگیرتر است  تورنتو از نظر کاری مناسبتر نیست؟ چون برخی معتقدند کبک ارزش ماندن ندارد و یافتن کار مهمترین عامل موفقیت در مهاجرت است واینکه ما نمی‌خواهیم دوباره در داخل کانادا جابجا شویم.
خواهش می‌کنم بنده را راهنمایی نمایید.
پیشاپیش از پاسخ جنابعالی متشکرم.

پاسخ:

اول، من پیشتر در یک سری مطلب که البته بخش پایانی آن تکمیل نشد در مورد انتخاب کبک (مونترال) به عنوان محل زندگی توضیحات مفصلی داده‌ام. قبل از هر چیز این دوستمان و دیگر پرسش‌گران در این ارتباط را به مطالعه آن مجموعه مقاله که با عنوان «دلایل ما برای اقامت در کبک چیست؟» دعوت می‌کنم. آن مجموعه مطالب توضیح می‌دهند که مونترال برای چه کسانی می‌تواند انتخاب بهتری باشد.

دوم، اگر بخواهم خیلی مختصرتر و کاربردی‌تر پاسخ بدهم باید یادآوری کنم که این پرسش بسته به شرایط پرسش‌گر، پاسخ‌های مختلفی دارد:

  • اگر سطح زبان فرانسه شما خیلی خوب است و می‌توانید به سادگی با این زبان تکلم کنید و مراودات و نیازهای روزمره خود را تامین کنید بهتر است مونترال انتخاب اول شما باشد و تا دلیل روشن و موجهی نیافتید این شهر را ترک نکنید؛
  • اگر زبان فرانسه شما متوسط است و یا زیر متوسط است اما 1- در کار خود چندان متبحر نیستید و یا 2- رشته شغلی شما در کانادا چندان جذابیتی ندارد (و تغییر شغل تا حد زیادی ضروری به نظر می‌رسد) و یا 3- نوع کاری که به آن مشغول بوده‌اید به شکلی بوده که یافتن کار در چند سال اول بسیار دشوار است (مثلا عنوان مهندس دارید اما سال‌هاست که کارهای مدیریتی یا نظایر آن انجام داده‌اید) و یا 4- اگر فکر می‌کنید که حتما به ادامه تحصیل ( با مطالعه دقیق و بررسی واقعیت‌های بازار کار) نیازمند هستید؛ در تمام این حالت‌ها، مونترال انتخاب بسیار بهتری برای شماست و تا دلیل روشن و بهانه خردپسندی نیافتید این شهر را ترک نکنید؛
  • اگر در رشته شغلی خود واقعا خبره هستید (دقت کنید منظور از رشته شغلی یک مهندس، طراحی و انجام امور مهندسی است و نه مثلا مدیریت یک بخش مهندسی)، و رشته شغلی شما (یا رشته‌های شغلی نزدیک به آن که شما می‌توانید به راحتی در آنها هم ادامه کار دهید) از رشته‌های مورد نیاز بازار کار کاناداست  و سطح مهارت‌های زبان انگلیسی شما هم متوسط به بالاست و برای ورود مستقیم به بازار کار هم مشکلی ندارید، ضرورتی برای اقامت در مونترال نیست. دلیلی هم ندارد که به تورنتو بروید. می‌توانید مستقیما به مرکز استان یا شهر مهمی که این رشته در آن تقاضای بیشتری دارد (کلگری، ادمونتون، رجاینا…) بروید و زندگی در کانادا و کاریابی را از همان شهر شروع کنید. اما اگر در مورد تحقق هر سه شرطی که گفتم (متخصص بودن شما، نیاز بازار کار کانادا به ان رشته، سطح مهارت‌های زبانی خود) تردید دارید توصیه می‌کنم که در کبک لندد شوید و از آنجا دنبال ارزیابی خود و جستجوی کار برای سایر استان‌هایی که فکر می‌کنید بازار کار خوبی دارند باشید (الان استان‌های نیازمند در رشته‌های پرتقاضا به راحتی از طریق مصاحبه‌های تلفنی آدم استخدام می‌کنند) و اگر کاری یافتید، آن وقت به آن شهر جدید (که ممکن است لزوما یکی از شهرهای بزرگ و مهم کانادا هم نباشد) بروید. حسن انجام این کار این است که اگر در ماه‌های اول حضور در مونترال متوجه شدید که در برآورد خود در مورد سطح توانایی‌ها و مهارت‌های خود خطا کرده‌اید یا اسیر اطلاعات غلط و شفاهی مشاوران ناکارآمد شده‌اید حداقل مزایای زندگی در کبک را که از هر شهر دیگری برای تازه‌واردان بیشتر است از دست نداده‌اید.
  • اگر رشته شما از رشته‌های رگولیتد شدیدا مورد نیاز کاناداست (که البته رشته دوست پرسشگر رگولیتد نیست اما بسته به حوزه تخصصی ایشان احتمالا داشتن برخی گواهی‌نامه‌های معتبر تاثیر زیادی در کاریابی ایشان دارد) مثلا پرستاری یا سیم‌کشی صنعتی و نظایر اینها، توصیه می‌کنم که حتی اگر از مهارت‌های زبانی متوسطی برخوردار هستید و احتمال می‌دهید که نتوانید به سرعت شرایط مورد نیاز برای مجوز شغلی را تامین کنید باز مستقیما به یکی از استان‌هایی که نیاز به این رشته در آن بسیار بالا است نظیر البرتا، ساسکاچوان، …بروید و همه همت خود را صرف افزایش مهارت‌های زبانی، جستجوی هم زمان برای یافتن کاری در همان فیلد و تحقق شروط دریافت مجوز شغلی نمایید. در این صورت پس از دریافت مجوز در فاصله 2-3 سال و داشتن سابقه خوب کاری، می‌توانید در مورد تغییر محل اقامت خود در آینده نه چندان طولانی و زندگی در هر استانی که برایتان جذاب‌تر است، تصمیم بگیرید.

پنجم، دقت کنید که شما به کبک (مونترال) نمی‌روید چون ماهی فلان دلار بابت یادگیری زبان فرانسه به شما کمک هزینه می‌دهند. شما ممکن است اصلا به چنین آموزشی نیازمند نباشید. شما به کبک می‌روید چون هزینه‌های زندگی اعم از اسکان و حمل و نقل و مهدکودک و سیستم خدمات درمانی و…در آن از همه جای کانادا کمتر است؛ چون تعدادی از بهترین دانشگاه‌های کانادا هم به زبان انگلیسی و هم فرانسه با کمترین شهریه (نه فقط در کانادا، شاید در کل امریکای شمالی) در آن فعالیت می‌کنند که برای کبکی‌ها (که یک لندد شده تازه‌وارد هم در همان گروه قرار می‌گیرد) باز هم ارزان‌تر (و برای تحصیل به زبان فرانسه در حد رایگان است) پس اگر به تحصیل نیاز داشته باشید هیچ انتخابی بهتر از مونترال نیست و …در یک کلام چون برای یک تازه‌وارد به کانادا با اندوخته محدود، بهترین مکان برای یافتن دست و پای خود است. پس حداقل تا زمانی که توجیه منطقی برای ترک این شهر پیدا نکرده‌اید از آن نروید.

ششم، به درآمد آپارتمان خود در تهران نه به عنوان یک منبع زندگی، بلکه وسیله‌ای برای تصمیم‌گیری بهتر در مورد کار و تحصیل نگاه کنید. امری که میزان فشار روانی ماه‌های اولیه را کاهش می‌دهد اما قرار نیست مخدری برای عدم تحرک باشد.

هفتم، این عبارت که «ما نمی‌خواهیم دوباره در داخل کانادا جابجا شویم.» به نظر نگارنده اساسا خطا است. هیچ مانعی برای موفقیت یک تازه‌وارد مهم‌تر از موانع ذهنی و عادتی که خود وی برای خودش پدید می‌آورد نیست. چرا شما نمی‌خواهید در کانادا جابجا شوید؟ اگر به تورنتو آمدید و یک کار 50 هزار دلاری پیدا کردید و دو ماه بعد یک کمپانی در کلگری به شما 80 هزار دلار حقوق سالانه پیشنهاد داد به آنجا نمی‌روید چون «نمی‌خواهید دوباره در کانادا جابجا شوید»؟ اگر بعد از 5-6 سال زندگی در کانادا فرصتی در امریکا با 100 هزار دلار حقوق سالانه، مزایای خوب و مالیات کمتر به شما شد چه؟ برای یک تازه‌وارد، حداقل تا زمانی که حسابی لنگرش را در شهری محکم نکرده، بهترین کار این است که اصلا لنگری نیاندازد و در جستجوی فرصت‌های بهتر باشد.

هشتم، من در مورد زندگی در مونترال به واسطه 1- طبیعت خاص اجتماع ایرانیان ساکن در آن و 2- فضای سیاسی پر تنش استان که هم‌اکنون میزان آن افزایش هم یافته چندان مثبت نیستم اما به نظرم هیچ‌کدام از این دو مورد مسئله یک تازه‌وارد نیست. بعد از 5-6 سال شاید مسئله بشود و شاید نشود. ایرانیان موفقی سال‌هاست که در مونترال زندگی می‌کنند و از این تصمیم کاملا راضی هستند. برخی هم از این استان رفته‌اند و آنها هم راضی بوده‌اند. مهم این است که تصمیم منطقی، برپای دلایل قوی و در زمان درستش گرفته شود. تنها شهری که من زندگی در آن را برای تازه‌واردان با ویزای نیروی متخصص به دلایلی توصیه نمی‌کنم ونکوور است که اینجا فرصت بحث آن نیست.

امیدوارم این پاسخ مفید و راهنما بوده باشد.

به بالای صفحه بردن