ارزیابی مهاجرت موفق - زندگی حقیقی در کانادا
ارزیابی مهاجرت موفق

ارزیابی مهاجرت موفق

آیا اگر مهاجرت کنم موفق خواهم شد؟ آیا شما پس از سال‌ها زندگی در غربت احساس خوشبختی می‌کنید؟ یا برای ما در آنجا کار هست؟ آیا کانادا (یا امریکا، نیوزلند، استرالیا…) کشور خوبی برای زندگی است؟

اینها پرسش‌هایی است که هر کس به خارج از ایران مهاجرت کرده باشد ده‌ها باری با آن بمباران شده و برای نگارنده به دلیل مقتضیات شغلی هزار بار. پرسش‌هایی «طبیعی» که برای اقدامی به اهمیت و بزرگی ترک یک کشور و شروعی جدید در یک کشور ناشناس، ذهن هر فردی را که به مهاجرت فکر می‌کند درگیر می‌کنند. گفتم «طبیعی» اما نه لزوما مفید یا کاربردی؛

مهاجرت درد یا درمان؟

در خلال سال‌ها تماس با تازه‌واردان به کانادا از قومیت‌ها و ملیت‌های مختلف و به‌ویژه ایرانی برای من همیشه این نکته مورد توجه بوده که چطور می‌شود برخی افراد در پروژه مهاجرتشان این‌قدر موفق هستند و برخی دیگر نه؛

موفقیت به معنای راحتی و بی‌خیالی و بی‌دردسر بودن نیست؛ مسئله این است که چطور برخی حتی به‌رغم بالا و پایین رفتن‌های زندگی، هر مانع و مشکل را به عاملی انرژی‌زا و انگیزه‌ساز تبدیل می‌کنند، هر روز گامی به پیش می‌روند و عده‌ای دیگر مرتبا درجا می‌زنند و یا عقب‌گرد می‌کنند؛ چه بسا بیشتر مواقع نفرین‌کنان، به دنبال متهمان و مسببان شکست‌های‌شان می‌گردند و نهایتا هم احتمالا تمام دشت‌شان از مهاجرت به همان هدف اولیه بسیاری از مهاجران یعنی دریافت پاسپورت کشور جدید محدود می‌شود.

به نظرم بخشی از مشکل از «نقطه‌ی آغاز نادرست» شروع می‌شود! منظورم چیست؟ ببینید اکثر ما و یا حتی با کمی اغماض، تقریبا همه ما پروسه مهاجرت را از کجا شروع می‌کنیم؟ از این‌که: «چطور می‌توانم بروم؟» ممکن است این را از دوستی که پیش‌تر اقدام کرده بپرسیم، به وبسایت‌ها و فروم‌های آنلاین سرک بکشیم و یا حرفه‌ای‌تر رفتار کرده و سراغ یک مشاور یا وکیل مهاجرت معتبر و دارای مجوز برویم.

به هر حال در اصل قضیه تفاوتی ندارد. ما در بهترین حالت و از معتبرترین مراجع نهایتا پاسخ همان پرسش را می‌گیریم که «چطور می‌توان مهاجرت کرد.» به زبان روشن‌تر: کدام برنامه مهاجرتی یا پناهندگی یا اشتغال نیروی خارجی یا تحصیلی می‌تواند پای ما را به سرزمین جدید باز کند؟ این کار چقدر هزینه دارد؟ و چه مدت طول می‌کشد؟ و آیا بعد از آن کار دیگری هم برای این‌که در آن کشور بتوانیم بمانیم باید انجام داد یا نه؟ البته این پرسش آخر را افراد دقیق‌تر و آینده‌نگرتر می‌پرسند و برای خیلی‌ها همین‌که بدانند چطور می‌شود «وارد شد» کفایت می‌کند!

بخشی از مشکل از «نقطه‌ی آغاز نادرست» شروع می‌شود!

روش ارزیابی مهاجرت موفق

خوب، همان‌طور که گفتم این نقطه شروع عامل بسیاری از بحران‌ها و مشکلات بعدی است.

همین است که مهاجرت را برای بسیاری به درد تبدیل می‌کند. دردی که نه تنها مشکلات پیشین آنها را درمان نمی‌کند بلکه ممکن است بر آنها بیفزاید و مشکلاتی برای‌شان پدید آورد که اگر گام در این راه نمی‌گذاشتند هیچ‌گاه لازم نبود با آنها دست و پنجه نرم کنند.

توصیه من این است که به جای آن پرسش از اینجا شروع کنیم که «آیا مهاجرت برای من مناسب است؟» و یا «آیا من آدم مناسبی برای مهاجرت کردن هستم؟»

یافتن پاسخ‌ برای این دست از پرسش‌ها ضمن این‌که تصمیم‌گیری در مورد کل پروسه را دقیق‌تر می‌کند –و چه بسا به بسته شدن پرونده مهاجرت کردن در ذهن و فکر متقاضی بینجامد- به وی می‌آموزد که برای یک مهاجرت موفق چه چیزهایی نیاز دارد، چه کارهایی باید انجام دهد، چه عاداتی را باید تغییر دهد و چه تصمیمات و روندهای مهمی را باید وارد همین زندگی قبل از مهاجرتش کند تا ببیند واقعا مهاجرت می‌تواند مسئله‌اش را حل کند یا نه. اگر شما در اندیشه مهاجرت هستید و یا چه بسا مسیر آن را آغاز کرده‌اید برای این‌که بتوانید پاسخ به این پرسش کلیدی را دقیق‌تر بدهید توصیه می‌کنم به پرسش‌های خودشناسانه زیر به دقت پاسخ دهید.

ارزیابی شخصی از میزان آمادگی برای مهاجرت

پرسش اول، چرا می‌خواهید مهاجرت کنید؟

آیا مهاجرت یک ضرورت جدی برای حل مشکلات شماست؟ آیا مثلا با تغییر محل کار، زندگی، شهر محل اقامت و…یا با تغییر برخی نگرش‌ها، عادت‌ها، …مشکلی که با آن برخورد کرده‌اید حل نمی‌شود یا لااقل آن‌قدر کاهش نمی‌یابد که نیازمند هزینه‌های مهاجرت کردن نباشد؟

پرسش دوم، چگونه آدمی هستید؟

آیا به تغییرات در زندگی عادت دارید و در زمان مقابله با چالش‌ها انرژی بیشتری می‌گیرید؟ از این‌که محل کار یا زندگی‌تان در دهه گذشته مرتب تغییر کرده – اصلا تغییر کرده؟- دچار دغدغه و استرس شدید شده‌اید یا آمادگی دارید که هر جا رشد و پیشرفتی می‌بینید برای رسیدن به آن هر نوع تغییری را با آغوش باز پذیرا باشید؟ آیا تست کردن غذاهای قبلا امتحان نکرده را ترجیح می‌دهید یا برای‌تان هیچ‌چیزی غذای ایرانی نمی‌شود؟ کلا خلق و خوی‌تان با تغییر و چالش چطور است؟ آیا در گذشته همیشه مشکلات‌تان را با پشتیبانی این و آن حل کرده‌اید یا اول روی پای خودتان ایستاده‌اید؟ زمانی‌که با مشکل و شکستی در زندگی مواجه می‌شوید اول سراغ دلایل و ضعف‌های خود می‌روید یا به دنبال مقصر در بیرون می‌گردید؟ به‌طور کلی در زندگی از مشکلات گذشته چه درس‌هایی گرفته‌اید و انعکاس آنها در موفقیت‌های بعدی‌اتان چقدر بوده است؟

پرسش سوم، مهارت‌های زبانی‌اتان چطور است؟

چه مدت است که زبان می‌خوانید؟ آیا فقط سر کلاس رفته‌اید یا آموزه‌های تحصیلی‌اتان را وارد زندگی هم کرده‌اید؟ مثلا روزی چه مدت مطالب به زبان انگلیسی می‌خوانید، می‌شنوید، می‌نویسید؟ با انگلیسی (یا فرانسه) چقدر عجین شده‌اید؟

پرسش چهارم، وضعیت شغلی‌اتان چطور است؟

آیا در کار خود متخصص هستید؟ آیا کار شما مورد نیاز کانادا (یا هر کشور مقصد دیگری) هست و بازار کار آن کشور به آن علاقه نشان می‌دهد؟ آیا این شانس را داشته‌اید که در مواجهه با متخصصانی از دیگر کشورها در رشته‌ی خود، میزان آگاهی‌ها و مهارت‌های خود را در مقایسه با آنها محک بزنید؟ آیا مهارت‌های کلیدی در شغل خود را مرتبا به‌روز نگاه می‌دارید؟ آیا ترندها و تغییرات بازار کار در رشته خود را رصد می‌کنید و متناسب با آن در حال ارتقا توانایی‌ها، دانش‌ها و مهارت‌های خود هستید؟ آیا اصلا به رشته شغلی خود علاقه دارید و می‌خواهید در سه دهه آینده در همین رشته بمانید؟ (برای آگاهی از وضعیت شغلی خود در بازار کار کانادا می‌توانید از خدمات مشاوره‌ای ما استفاده نمایید.)

پرسش پنجم، وضعیت خانوادگی‌اتان چطور است؟

مجرد هستید یا متاهل؟ فرزند دارید؟ نظر سایر اعضای خانواده که قرار است همراه شما مهاجرت کنند درباره این موضوع چیست؟ آیا برای یک شروع جدید آماده‌اند یا آمادگی برای مهاجرت را وظیفه یک نفر می‌دانند و بیشتر به یک مسافرت طولانی با امکانات مهیا و آماده فکر می‌کنند؟ چقدر در مسیر آمادگی برای مهاجرت و مقابله با چالش‌ها همراه و همگام هستند؟ پاسخ آنها به چهار پرسش قبلی چیست؟ (برای آگاهی از اهمیت این موضوع این مطلب را ببینید.)

پرسش ششم، وضعیت مالی‌اتان چطور است؟

یک شروع جدید در کشور جدید حکم راه‌اندازی یک کسب و کار جدید را دارد. ممکن است برای ماه‌ها افراد مجبور باشند فقط از جیب بخورند. حتی برای زندگی با حداقل‌ها نیاز به چند هزار دلار سرمایه هست. به اینها باید هزینه‌های اولیه سفر و جابه‌جایی‌ها و جاافتادن در چند هفته اول را هم اضافه کرد. شما چنین اندوخته‌ای دارید؟ (می‌توانید با بهره‌گیری از خدمات کاربردی و آمادگی کامل برای ورود به بازار کار و یا راه‌اندازی کسب و کار این زمان را کوتاه کنید اما به هر حال میزانی از اندوخته اولیه لازم است.)

پرسش هفتم، آخرین اما مهم‌ترین، اگر از همین امروز برای مهاجرت جدی شوید (که معنایش دریافت ویزا نیست) روزی چند ساعت حاضرید برای آمادگی برای آن فرصت اختصاص دهید؟

آیا کسی هستید که می‌توانید حداقل یک پنجره 2 ساعته روزانه برای آمادگی برای مهاجرت در برنامه کاری خود باز کنید، از کارهای غیرضروری و یا با اولویت کمتر بکاهید و همین‌طور این زمان را افزایش دهید؟ یا قرار است مهاجرت تنها تهیه مقدمات دریافت ویزا باشد و منهای سرک کشیدن روزانه به وبسایت‌ها و فروم‌ها درباره مدت زمان دریافت ویزا و این‌که چه کسانی در چه تاریخ‌هایی مدیکال گرفته‌اند بقیه آمادگی‌ها را به پس از ورود به کشور مقصد موکول می‌کنید؟

جمع‌بندی

اگر پاسخ شما به هر هفت مورد مثبت باشد یعنی تحلیل پاسخ به نفع مهاجرت کردن باشد پس مهاجرت می‌تواند برای شما مفید باشد و شما هم بالعکس برای آن! قطعا چالش‌هایی خواهید داشت اما با انرژی و اعتماد به نفس بالا و با برنامه‌ریزی برای کسب اطلاعات و آمادگی‌های لازم و کاربردی پا به خاک کشور جدید می‌گذارید و خیلی زود در مسیر درست می‌افتید و همین‌طور ادامه می‌دهید بدون این‌که تردید جدی در مورد اقدامی که انجام داده‌اید به دل راه دهید.

اگر جواب هر کدام از این موارد اما و اگر داشت باید به طور دقیق در موردش فکر کنید و آن را به فردا و فرداها نیندازید. این پرسش‌نامه‌ای نیست که مثلا با 70 درصد پاسخ‌های مثبت خیال شما را آسوده کند. اصلا بحث قبولی و مردودی نیست. بحث بر سر نقاط حساس و پاشنه آشیل‌های مهاجرت است. برخلاف تصور اکثر افراد، مواردی چون سنجه سوم یعنی مهارت‌های زبانی خیلی آسان‌تر از مثلا مورد چهارم-رشته و مهارت‌های شغلی- و پنجم- آمادگی‌های خانوادگی- قابل رفع و رجوع است چون با یک انضباط کاری و فکری و برنامه‌ریزی درست می‌توان در زمانی نسبتا کوتاه -6 ماه تا یک‌سال و نیم- در مورد آمادگی‌های زبانی که اکثر جنبه‌های آن به‌طور مستقیم به خود فرد برمی‌گردد به نتیجه‌ی مطلوب رسید اما مثلا در مورد سایر اعضای خانواده به دلیل این‌که پای کس یا کسان دیگری در میان است ممکن است مشکل تا به آخر حل نشود و همان به شکست پروسه مهاجرت یا تبعات منفی دیگر بینجامد.

یا مثلا در بحث رشته و مهارت‌های شغلی که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان (و بسیاری از مهاجران از کشورهای در حال توسعه) در آن دچار ضعف شدید اطلاعاتی و آمادگی‌های لازم هستند با انتظارات نادرستی پا به کانادا می‌گذارند و از همین نقطه آسیب فراوانی می‌بینند. مسلم است که اگر در همین یک مورد نتوانند خود را جمع و جور کنند یا ناچار به بازگشت می‌شوند و یا این‌که برای سال‌ها و حتی تا پایان عمر مجبور به انجام کارهایی می‌شوند که به‌خاطر آنها مهاجرت نکرده بوده‌اند. و این هم چیزی نیست که بگویید حل آن دقیقا چند هفته و یا چند ماه طول می‌کشد. برای یکی ممکن است چند ماه طول بکشد و برای کس دیگری – بسته به رشته شغلی و میزان آمادگی‌های دیگر- چندین سال. در این‌باره می‌توانید از خدمات و دوره‌های آموزشی ما استفاده نمایید.

اما همان که گفتم بند هفتم یعنی فرصت، اراده و جدیت برای آمادگی برای مهاجرت از همه پارامترهای دیگر مهم‌تر است. در واقع این بند است که مشخص می‌کند شما قصه را چقدر جدی گرفته‌اید و آیا واقعا برای یک شروع جدید خود را آماده می‌کنید یا صرفا درگیر التهابات جاری و عکس‌العملی روزمره سیاسی و اجتماعی و یا در مسیر موج‌هایی که گهگاه در ایران برمی‌خیزد و معمولا مهاجرت هم یکی از تکرارشونده‌ترین آنهاست جوزده شده‌اید. تفکر و دقت در مورد همین سنجه است که به شما می‌آموزد سریع‌تر مهاجرت کردن مهم نیست، «درست مهاجرت کردن» مهم است و همین بند است که اگر به آن پای‌بند باشید و خود را بر همین اساس و برای حل مشکلات شش بند قبلی مدیریت کنید خواهید دید پس از زمانی به فردی تبدیل خواهید شد که زندگی در هر سرزمینی می‌تواند برایش موفقیت‌آمیز باشد.

اصلا بحث قبولی و مردودی نیست. بحث بر سر نقاط حساس و پاشنه آشیل‌های مهاجرت است.

سال‌ها تماس با مهاجران ایرانی به من آموخته اکثر ایرانیان از پتانسیل‌های بسیار بالایی برخوردار هستند. ای کاش آنها با دانش، مهارت و آمادگی‌های لازمی که کسب آنها در ایران هزینه، انرژی و زمان به مراتب کمتری را طلب می‌کند پا به کانادا می‌گذاشتند تا پروسه جاافتادن اغلب آنها بسیار کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر می‌شد.

امیدوارم با توجه به این نکات تصمیمات دقیق‌تر، عملی‌تر و موثرتری بگیرید. ما هم در رفع مشکلات مطرح شده از طریق «خدمات کاربردی برای زندگی حقیقی در کانادا» مشتاقانه یاریگر شما خواهیم بود.

مطالب خواندنی دیگر

به بالای صفحه بردن