چرا فیلیپینی‌ها موفق‌ترین مهاجران در بازار کار کانادا هستند؟ و چگونه از آنها بیاموزیم؟ - زندگی حقیقی در کانادا
فیلیپینی‌ها در بازار کار

چرا فیلیپینی‌ها موفق‌ترین مهاجران در بازار کار کانادا هستند؟ و چگونه از آنها بیاموزیم؟

فیلیپینی‌ها Filipinos جدا یک پدیده قابل مطالعه در بازار کار کانادا به‌ویژه زمانی‌که بحث مهاجران در بازار کار می‌شود، هستند.

همان‌طور که اخیرا در وبینار بازار کار مهاجران در کانادا توضیح دادم، آمار بیکاری در میان همه مهاجران یکسان نیست و عوامل مختلفی چون جنسیت، سن، تحصیلات و به‌ویژه مدت زمان حضور در کانادا بر آن تاثیر می‌گذارد. از جمله یکی از این عوامل، بحث تفاوتهای ظاهری است  که فراتر از تمایز مهاجر – غیرمهاجر می‌رود. همان چیزی که سبب شده اقلیتهای آشکارا متفاوتvisible minority  در جنبه‌های مختلفی در بازار کار متمایز شوند.

اما نکته جالب توجه اینجاست که فیلیپینی‌ها بطور معناداری خود را از این قواعد مستثنا کرده‌اند. به عنوان مثال نرخ بیکاری آنها نه تنها از همه مهاجران از جمله مهاجران اروپایی – که در گروه اقلیتهای آشکار یا محسوس قرار نمی‌گیرند. – پایینتر است بلکه عمدتا و به غیر از زمانهای بحرانی، از نرخ متولدان کانادایی هم کمتر است.

آنها که در گروه فیلیپینی‌های کانادایی دسته‌بندی می‌شوند در بهار 2021، یکی از پیکهای کووید در کانادا، نرخ بیکاری 5.5 درصد را تجربه می‌کردند که پایین‌ترین نرخ در مقایسه با تمامی گروه‌های قومی دیگر، محسوس و غیرمحسوس و حتی متولدان کانادا بود.

اما چرا چنین است؟ آیا می‌توان از آنها درسهایی برای موفقیت در بازار کار آموخت؟ درسهایی که احتمالا برخی جنبه فردی و برخی ملیتی خواهند داشت.

مهم‌ترین اطلاعات در مورد فیلیپینی‌ها

اجازه دهید یکی از آخرین آمارهای مربوط به آنها را در هنگامه بحران کرونا در بهار سال 2021 نگاه کنیم. این آمار از این جهت می‌تواند مفید باشد که به دلیل صنایع و مشاغلی که آنها به‌طور معارف مشغول به آن هستند، بخش قابل توجهی از فیلیپینی‌ها از بحران کووید آسیب دیده‌اند. اما در عین حال همین آمار نشان می‌دهد که به‌رغم وقوع بحرانها، حضور آنها در بازار کار چقدر استوار است.

  • سه چهارم یعنی 76.4 درصد فیلیپینی‌های کانادایی در سالی که کرونا بیداد می‌کند همچنان مشغول بکار بوده‌اند. این عدد نه تنها از سایر اقلیتهای مشهود بالاتر است بلکه 8 درصد از اقلیتهای غیرمشهود هم پیشی می‌گیرد.
  • در مورد زنان حتی اوضاع باز هم بهتر است. درحالیکه بطور معمول، نرخ اشتغال زنان اقلیتهای محسوس با اختلاف زیادی پایین‌تر از مردان است، اینها حدود 11 – 12 درصد بیشتر از زنان غیرمشهود شاغل بوده‌اند.
  • فیلیپینی‌های پر سن و سالتر هم در وضعیت اشتغالی خیلی خوبی هستند. مورد دیگری که در میان مهاجران نسبت به متولدان در کانادا به‌طور معمول چندان رضایتبخش نیست.  71.2 درصد از فیلیپینی‌های در سنین 55 تا 69 سال همچنان شاغل بوده‌اند در برابر حدود 50 درصد اشتغال اقلیتهای غیرمشهود در همان رنج سنی.
  • در واقع فیلیپینی‌ها شاید تنها اقلیتی باشند که در تمام سالیان گذشته، نه تنها سایر اقلیت‌های مشهود و غیرمشهود بلکه افراد متولد کانادا را هم در بازار کار کانادا پشت سر گذاشته‌اند.
  • یک مورد جالب دیگر پراکندگی آنها در استان‌های تولیدکننده ثروت در کاناداست. منهای کبک، که حضور فیلیپینی‌ها در آنجا چندان محسوس نیست، آنها علاوه بر انتاریو و بریتیش کلمبیا در استان‌های ناحیه Prairies (شامل استان‌های البرتا، ساسکاچوآن و منی‌توبا) هم حضور قابل توجهی دارند به‌طوریکه یک سوم آنها در استان‌های این ناحیه جلگه‌ای کانادا زندگی می‌کنند.

همین اعداد و ارقام در میانه‌ی بحران کووید به روشنی گستردگی جغرافیایی و پایداری وضعیت این اقلیت محسوس و مشهود را در بازار کار کانادا نشان می‌دهد.

چرا فیلیپینی‌ها موفق هستند و از پاسخ به این چرا، چه می‌آموزیم؟

آمادگی برای بازار کار و نه مهاجرت: خاطرم هست وقتی چند سال پیش با دوستی در مورد نرخ بیکاری این گروه صحبت می‌کردیم، ایشان با طعنه و تمسخر می‌گفت «معلوم است که اینها بیکار نمی‌مانند چون اغلب از طریق برنامه مهاجرتی مراقبین خانگی به کانادا می‌آیند.» این نکته نادرستی نیست اما در این طعنه که حتی شاید بارقه‌هایی از حسادت هم درش باشد، چند نکته به غفلت رفته است.

یکی اینکه این برنامه مهاجرتی نهایتا دروازه ورود و دریافت پی‌آر است و به تنهایی نمی‌تواند آمار اشتغال برای تمامی این قومیت، سالها پس از آنکه شهروندی کانادا را هم دریافت کردند توجیه کند. دوم اینکه به گونه‌ای درباره‌ی این وضعیت صحبت می‌شود که گویی این امتیاز ویژه‌ای بوده که صرفا در اختیار فیلیپینی‌ها قرار گرفته است و دیگران نمی‌توانسته‌اند از آن بهره ببرند.

یعنی ما به همین سادگی چشم‌مان را از مجموعه‌ی تلاشی که در پس پشت این موفقیت بوده، از مجموعه‌هایی که این افراد را آموزش داده‌اند، تا آنها که صادقانه نیروهای مستعد را شناسایی و به شرکتها و خانواده‌های کانادایی معرفی کرده‌اند. و تا تک تک فیلیپینی‌هایی که با کار سخت و تلاش، سبب افزایش شهرت و تمایل دیگر کارفرماها به استخدام آنها شده‌اند را نادیده می‌گیریم.

از همه جزییات که بگذریم و اگر فرض کنیم که مهم‌ترین عامل موفقیت آنها در بازار کار همین مورد موفقیت در این برنامه مهاجرتی بوده، باز به خوبی این نکته را تایید می‌کند که چرا آن مهاجرانی که تمرکز خود را در بدو امر و ابتدا بر آمادگی برای بازار کار می‌گذارند، خیلی بهتر و آسان‌تر هم پروسه مهاجرتی خود را پیش می‌برند؛ تا آنها که مرتبا از این مشاور به آن مشاور و از این صفحه اینستاگرام یا تالار کلاب‌هاوس به آن یکی سرک می‌کشند.

آمادگی‌های زبانی: همین نکته قبلی سبب شده است که فراگیری زبان انگلیسی در حدی که نیازهای ضروری آنها را تامین کند به یک رویه معمول تبدیل شود. درحالیکه در میان ایرانیان علاقه‌مند به مهاجرت کماکان درصد بالایی را می‌بینیم که به دنبال «روش‌های مهاجرت بدون نیاز به زبان انگلیسی» هستند، – گویی اصلا قرار نیست در یک کشور انگلیسی‌زبان زندگی کنند! – من بخاطر ندارم که فیلیپینی را دیده باشم که در انجام ساده و روان مکالمات روزمره یا مرتبط با محیط کار ناتوان باشد.

برنامه‌ریزی و سخت‌کوشی: سخت‌کوشی یکی از صفات بارز این افراد است. البته مالکوم گلدول در کتاب خواندنی‌اش Outliers توضیح می‌دهد که چگونه پرورش برنج در آن مناطق آسیای شرقی، به پیشرفت آموزشی و چیزی فراتر از نتایج سخت‌کوشی منجر شده است. (معرفی این کتاب را می‌توانید در پادکست بسیار مفید BPlus کاری از علی بندری و دوستانش در اینجا بشنوید.)

اما در مجموع هر کس با اندکی دقت، ترکیبی از همه آنچه در پرورش برنج لازم است: برنامه‌ریزی واقع‌بینانه، صبر و حوصله، آمادگی برای استفاده از فرصتها، سخت‌کوشی و قناعت سازنده را به شکل بارزی در این قوم مشاهده خواهد کرد. ترکیبی که به عنوان مثال در نقطه مقابل صفات بسیاری از افراد پرورش یافته در منطقه خاورمیانه است.

فراگیری سریع: اغلب فیلیپینی‌ها از گروه fast learners هستند که احتمالا به دلیل خصلتهایی است که در بند قبل به آن اشاره کرده‌ام. شخصا تجربه‌هایی در این مورد داشته‌ام اما اگر از خانم‌های ایرانی که در منزل، پرستار خانگی فیلیپینی داشته‌اند سوال کنید، به احتمال زیاد داستان‌های زیادی از مهارت این افراد در یادگیری پختن و پز انواع غذاهای ایرانی برای‌تان خواهند گفت!

هماهنگی و انسجام گروهی: تنها یک مورد برای اثبات این بند کفایت کند و آن دستیابی به حسن شهرتی است که سبب شده آنها هم در عرصه مراقبین خانگی و هم در کسب پایین‌ترین نرخ بیکاری در بازار کار این‌چنین موفق باشند. بدون فراتر دیدن منافع بلندمدت جمعی – که منجر به منافع بلندمت فردی هم می‌شود. – بر منافع زودگذر فردی، چنین موفقیتی حاصل نمی‌آمد.

عدم استقرار در کبک!: شاید آوردن این مورد عجیب به نظر برسد و باید اعتراف کرد که تا حد زیادی هم دیدگاه شخصی است. گهگاه با خودم می‌اندیشم اگر اولین کامیونیتی بزرگ ایرانیان از حدود 5 دهه پیش، به جای مونترال در استان کبک، در استان دیگری شکل گرفته بود، آیا وضعیت ما تفاوت نمی‌کرد؟ پرداختن به این مورد نیازمند مجال دیگری است.

جمع‌بندی

می‌توانیم این فهرست را ادامه بدهیم اما اگر تا همینجا هم قرار باشد از فیلیپینی‌ها نکاتی را به جهت موفقیت در بازار کار بیاموزیم، چکیده‌اش می‌شود: بر موفقیت در بازار کار تمرکز کن و نه ویزای مهاجرت؛ با سخت‌کوشی هوشیارانه، فراگیری نکات مفید و کاربردی، برگزیدن راه‌هایی که به افزایش انسجام گروهی منجر می‌شود و انتخاب دقیق‌تر محل زندگی می‌توان این تمرکز بر بازار کار را موفق‌تر و پرحاصل‌تر کرد.

مطالب خواندنی دیگر

بردهای شغلی در دانشگاه‌ها

انواع بردهای شغلی در دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک – قسمت اول

چرا بردهای شغلی در دانشگاه‌ها مفید و مهم هستند؟ اشتغال دانشجویان یکی از موضوعات مهم برای مراکز آموزشی اعم از دانشگاه و کالج است به همین دلیل آنها ابزارهای مختلفی را در وبسایتهای خود ارائه می‌دهند و یا معرفی می‌کنند. یکی از معروفترین – و نه لزوما مفیدترین – ابزارهای کاریابی، بردهای شغلی Job Boards…

مطالعه متن کامل
به بالای صفحه بردن